رشيد الوطواط

6

مطلوب كل طالب

المتكثرة والأعضاء المتغيرة مركبة مجموعة فقد عرف أن له خالقا لا يتكثر ذاته وصانعا لا يتغير صفاته . معنى اين كلمه به پارسى : هر كه در نفس خويش نگرد أو ببديههء عقل بداند كه پيش از اين هست نبوده است واكنون هست شده است واز اينجا بداند كه أو را هست كنندهء وپديد آرندهء است ، پس از دانستن نفس خويش به دانستن پروردگار خويش رسد ، شعر : بر وجود خداى عز وجل * هست نفس تو حجت قاطع چون بدانى تو نفس رادانى * كوست مصنوع وايزدش صانع كلمهء هفتم - المرء مخبوء تحت لسانه . مرد پنها نست در زير زبان خويش . معنى اين كلمه بتازى : المرء ما لم يتكلم لم يعرف مقدار عقله ومثابة فضله ، فإذا تكلم رفع الحجاب وعرف الخطاء والصواب . معنى اين كلمه به پارسى : تا مرد سخن نگويد مردمان ندانند كه أو عالمست يا جاهل ، إبله است يا عاقل ، چون سخن گفت مقدار عقل ومثابت فضل أو دانسته شود ، شعر : مرد پنهان بود به زير زبان * چون بگويد سخن بدانندش خوب گويد ، لبي گويندش * زشت گويد ، سفيه خوانندش كلمهء هشتم - من عذب لسانه كثر اخوانه . هر كه خوش باشد زبان أو ، بسيار باشد برادران أو . معنى اين كلمه بتازى : المرء يصطاد قلوب الناس به كلمه الطيب وكرمه الصيب .